تبليغاتX
آزادوب

آزادوب

روزنامه ها و سایت های اصلاح طلبان بوقلمون صفت و توده ای اکثریتی و ملی مذهبی و مسعود بهنود و فرخ نگهدار و ... که هر بار هنگام مضحکه انتخابات خارش  رای  بد به بدتر  به جان شان می افتد و مدام در پی دوران گذار و دگرگونی لاک پشتی  تحلیل های  عمیق شان  مرا دق مرگ میکند  و  البته دل های بسیاری را می ربایند از دیروز صدای جیغ شان درآمده که باید بشتابیم و به سردار نازنین سازندگی رای دهیم که: ( اگر سربه سر رای به اکبر دهیم از آن به که رای به عنتر دهیم! ) و گرنه مملکت نازنین را از کف داده ایم و بدست نظامیان تندروی آدمخوار داده ایم که بعد ای وای  این اندک آزادی را هم از دست میدهیم . از فردا چادر جای روسری - مانتوی خواهران ما  را میگیرد . روزنامه ها بسته میشود برای ماهواره و اینترنت هم دچار دردسر بیشتر میشویم . قوای سه گانه یک پارچه تر برای رهبری میشود . حکومت اسلامی جانشین جمهوری اسلامی میشود . طرح زوج و فرد برای پیاده روها وضع میشود که در چه ساعاتی مردان یا زنان حق عبور داشته باشند !  تازه با خطر حمله نظامی آمریکا هم مواجه خواهیم شد .

پس عاقلانه ترین را این است که به پابوسی عالیجناب هاشمی رفسنجانی برویم و او را از گناهان گذشته واکسینه کنیم . بالاخره آن اتفاق ها مال چند سال پیش بود اصلآ  چطور است فراموش شان کنیم  و لابد این گذشت را باید به حساب معرفت و بزرگی مان بنویسیم !

از آنطرف هم بسیاری مترصد انتقام از رفسنجانی اند . اشتباه نکنیم که کسانیکه به احمدی نژاد رای میدهند تمامآ افراد جیره خوار خودشان  مانند بسیج و پاسدار و خانواده های شان هستند . نه این بار یک جنگ تمام عیار بین دو گروه درخواهد گرفت تا روی یکدیگر را کم کنند .

کسانی را دیده ام که هرگز برای رای دادن پای صندوق ها نرفته اند ولی این بار عزم شان را جزم کرده اند به احمدی نژاد رای دهند تا رفسنجانی را شکست دهند . نکته اینجاست اینها به طرف مقابل رفسنجانی اصلآ کاری ندارند . هرکس که باشد به او رای میدهند و به حرف های هیچکس هم گوش نمی دهند و طلبکار هم هستند که منت کسی بر ما نیست و تا الآن هم پای هیچ صندوقی نرفته ایم که کسی الآن برایمان تعیین تکلیف کند . هر یک از اینان برای خود دلیلی دارد . یکی تنها دختر ۲۰ ساله اش در زمان رفسنجانی اعدام شده ، دیگری میخواهد احمدی نژاد تند روی کند تا مردم رژیم را سرنگون کنند یا آمریکا  به جمهوری اسلامی حمله کند ... ! یکی  دیگر میگوید در زمان رفسنجانی ورشکست شدم و به زندان رفتم ، یکی دیگر میگوید در زمان رفسنجانی  میرسلیم وزیر ارشاد بود که چه بلاها بر سر کتاب و فیلم و ... نیاوردند . یکی از فلاحیان و قتل های زنجیره ای و ...

اینگونه افراد فکر نمیکنند  که برنده واقعی بلیط های بخت آزمایی آن کسانی نیستند که پول یا خانه و ماشین برنده میشوند بلکه  بنیانگذاران این بخت آزمایی ها هستند که پول های  تمام شرکت کنندگان را به جیب میزنند  .

کسانیکه رای به صندوق های رژیم می اندازند به این دلخوشند که کاندیدای مورد نظرشان برسرکار بیاید و پوزه ی  طرف مقابل را صاف کنند اما خود رژیم را از کار شان ذینفع میکنند و به آن مشروعیت میدهند . سخن آقای خامنه ای را فراموش نکنید که هر رای شما تایید نظام است .

این رای دادن با خود زنی و ماژوخیسم است  آخر تا کی میخواهید فراتر از دماغ تان را نبینید ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 23:1  توسط آزاد  | 

قبل از پرداختن به نتیجه انتخابات ابتدا باید نگرانی شدیدم از وضعیت ناصر زرافشان و بقیه زندانیانی که دست به اعتصاب غذا زده اند را ابراز کنم . امیدوارم هر چه زودتر با حرکت های آزادیخواهانه ی مردم  آزادی شان را جشن بگیریم .

اما درباره نتیجه انتخابات نمایشی !

برایم جالب است که سایت ها و وبلاگ های طرفدار اصلاح طلبان حسابی دمق شده اند ، آنهایی که در هر جریانی عصای جمهوری اسلامی میشوند و میخواهند تنه ی فرسوده آن را بهر قیمتی سرپا نگهدارند و خود را روشنفکر و پیشرو می پندارند! دم از انتخاب بین بد و بدتر میزنند .  جالب اینکه  بعضی شان سابقه زندان هم با خود یدک میکشند . عزت اله سحابی ، ابراهیم یزدی، مسعود بهنود ،فرخ نگهدار ، بابک امیرخسروی ، ابراهیم نبوی که از تبار ملی مذهبی - نهضت آزادی- اکثریت توده ای و ... حالا حسابی مفتضح و پودر شده اند .  میزان آرا به گونه ای است که یا آنها را محل نکرده اند و به کاندیداهای دیگر رای داده اند یا شرافتمندانه این نمایش توهین آمیز را تحریم کرده اند . این خود درس بزرگی است ، چون به جنبش مورد نظرمان نزدیک شده ایم . مسعود بهنود در سایتش مینویسد که تحریم کنندگان به او زنگ میزنند و ابراز پشیمانی میکنند !  محمدعلی سپانلو فورآ دست بکار میشود و به در یوزگی هاشمی رفسنجانی میرود! انگار او نبود که همراه نویسندگان دیگر در آن اتوبوسی سوار بود که قرار بود به ته دره پرتاب شود! 

تعجب من از نتیجه ی انتخابات یا تقلب و ... اینها نیست . تعجب من از این افراد است که همیشه موجی را ایجاد میکنند و مردم را به کژ راهه فرا میخوانند . وگرنه تکلیف همه با رژیم و انتخابات حداکثر حساب سرانگشتی است .  اما اینها مدام در پی فرموله کردن رژیم هستند تا سرپایش نگه دارند . آخر تا کی حماقت و خیانت ؟  حداقل سکوت کنید و خفقان بگیرید . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:17  توسط آزاد  | 

در قانون اساسی حکومت ملایان چیزی بنام حکم حکومتی موجود نیست . مصطفی معین ( بطوریکه این روزها زیاد تکرار شده) مدتها قبل گفته بود که حکم حکومتی را فرای قانون اساسی میداند و چون پایبند به قانون اساسی است آنرا مشروع نمیداند . که البته بعدآ تیر خلاص را به خودش زد  و پس از رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان به آن تن در داد تا همچنان یکی از مهره های حفظ بقای رژیم باقی بماند .           درواقع خامنه ای با یک حرکت او را مات کرد و در منگنه اش گذاشت . او اگر حکم حکومتی را نمیپذیرفت یک دهن کجی به رهبر کرده بود و اگر هم میپذیرفت ( که البته پذیرفت) نشانه ی این بود که چه آدم بی ثباتی است .                                                                                هیچکس از فیلتر این رژیم الکی قبول نمیشود .همه ی اینها امتحانشان را پس داده اند . اصلاح طلبی  برای اینها پز است .                          متاسفانه پیدا میشوند کسانیکه  برای سودجویی ، به کاسه لیسی و دریوزگی اینها میشتابند و در توجیه اعمال گذشته و حال اینها بر میآیند . میگویند رفسنجانی قبلآ خیلی خورده و گرفته و زده که الآن خود و خانواده اش کاملآ سیر شده اند و این بار آمده گذشته اش را درست کند و تنها کسی که میتواند جلوی رهبر بایستد او است !                     این احمقها بجای اینکه محاکمه اش را خواستار باشند باز کاسه ی گدایی رابسویش دراز کرده اند .                                                  دانشجویان دانشگاهها این روزها خوب بلایی از نمایندگان و خود کاندیداهادرآورده اند و حسابی هوی شان کرده اند .                     دانشجویان و مردم باید توهم  اصلاح طلبی مصطفی معین فراموش کنند . بیانیه ی شجاعانه ی ناصر زرافشان از اوین حقیقتآ در تاریخ میماند . 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 7:15  توسط آزاد  | 

نمایی از طلای سرخطلای سرخ را اخيرآ ديدم . پناهی را بادکنک سفيد شناختم که بنظرم تا به امروز بهترين اثرش باقی مانده است . آينه فيلم دومش را نديدم . دايره هم که بسيار موفق بود و شير طلای جشنواره ونيز را ربود. فيلمنامه طلای سرخ از عباس کيارستمی است که بنا دارد تصوير واقع بينانه ای از سک سرقت مرگبار را ارائه دهد . براساس منطق اين نوع آثار بايد تماشاگر با شخصيتهای ضدقهرمان اين آثار همذات پنداری کند البته طلای سرخ از نوع گانگستری يا ژان پيرملويلی نيست . پناهی با هوشمندی از پرداخت بسياری از جزئيات پرهيز ميکند ، اصلآ نيازی نيست که از حسين بيشتر بدانيم يا مثلآ طراحی سرقت از جواهرفروشی را ببينيم يا اينکه چگونه اسلحه کمری تهيه کرده است . مهم اينست که او به اين ورطه هل داده ميشود. اينها نشانه ی اينست که پناهی قصد تعميم شخصيت فيلمش  به آدمهای پيرامونش را دارد . اينست که هرروز نمونه های حسين را در صفحات حوادث فراوان می بينيم.

فيلم باسرقت خوب شروع ميشود و بدنبال آن فلاش بک موثر واقع ميشود . اما مشکل اصلی طلای سرخ از فيلمنامه آن است که بسيار لنگ ميزند . گارگردان حوادث متعددی را برسر حسين خراب ميکند تا حسين را وادار به دزدی کند . چرا بايد حسين پشت سرهم اتفاقات مختلفی را ببيند . البته من منکر تلخ بودن اجتماع نابرابر ايران نيستم و اصلآ اين تلخی را می پسندم اما اين تلخی در کليت فيلم برايم باور پذيز نيست . برايم خيلی آن صحنه تعارف آن جوان از حسين برای خوردن پيتزا به خانه کاخ مانندش باسمه ای است و واقعآ افسوس خوردم که پناهی چطور اين صحنه را از فيلمش حذف نکرده بخصوص بازی بسيار بد آن جوان که از پناهی که معروف به بازی خوب گرفتن از نابازيگران است بعيد به نظر ميرسيد .طلای سرخ  از  جـــعفر پنـــاهــــــی

همينطور بازی و پر حرفی های برادرزن حسين خيلی برايم غيرقابل تحمل بود . يا موعظه آن مرد مشکوک ابتدای فيلم که اصلآ بکلی زائد است .

درکل طلای سرخ فيلمی در حد پناهی نيست . فيلم البته نورپردازی بسيار خوبی دارد که بسيار منطقی کار شده . موسيقی پايان فيلم بسيار بی ربط است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 23:59  توسط آزاد  | 

  سياست هميشه پدر سوخته بوده !از روزنامه اقبال

برای رسيدن به قدرت به هر کاری تن می هند . تا ديروز به سرکوب و خفقان و امروز !؟

عکسی که می بينيد بدون دستکاری و مونتاژ است و از روزنامه اقبال ۲۶ ارديبهشت اسکن شده ، نامزد سرشناس رياست جمهوری با دختر و پسری که احتمالآ برای اولیـن باربه سن رای دادن مفتخر خواهند شد ديدار کرده  ، امـا خصوصيات ظاهـری عکـس ازبسياری لحاظ قابــل بررسی  است. نخست به چـهره ی اين دخـتر دقت کنيد ، انتـخاب ظــاهر و اسـتفاده از رژلب يا ماتیـــک    واز همه مهمـتر روسری به عقب رفته ی او و مانتوی نسبتآ کوتاه که پا روی پا انداخته با هـدف تداعی می کند  آنهم در اين برهه ی رقابتی که بعله ايشان هم اصلاح طلبند و با سختگيريها بيگانه!!!

آن پسر رعنا هم با آستين کوتاه و انگشتر شرفياب شده اند در حاليکه هنوز هم در ادارات و ...    از ورود افراد با آستين کوتاه بدحجابی تلقی می شود و ... !

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 22:54  توسط آزاد  | 

   ظهر هفته پيش بعد از ناهار زنگ خانه به صدا درآمد ، دو دختر جوان بودند و گفتند که از شرف موسسه ی عرفان (!) آمده اند تا در مورد انتخابات پيش رو نظرسنجی کنند .

   هميشه خوره ی چنين موقعيت هايی هستم تا حسابی خودم را خالی کنم  ، اگر چند سال گذشته چنين فرصتی دست ميداد يا درب را می بستم يا آن بيچاره ها را به فحش ميکشيدم ، شايد الان پخته تر شده ام !

  بعد از پرسيدن سوالاتی مانند سن ، شغل ، تحصيلات و . . . يکی از دخترها سوالات را آغاز کرد که مهمترين شان را می نويسم :

۱ ) در انتخابات دوره ی قبل بيش از ۲۹ ميليون نفر در آن شرکت کردند آيا به نظر شما اين بار مشارکت مردم بيشتر خواهد بود ؟ برای افزايش مشارکت مردم چه نظری داريد؟ جواب دادم : آمار ۲۹ ميليون توهين به شعور من است و افزايش يا کاهش اين دوره بستگی به ترفندهای و شعبده بازی هايی حضرات دارد که واقعآ در اين امر استادند و ميدانند چطور آمار دلخواه را برای مصلحت نظام و برای کور کردن چشم دشمنان بيرون آورند . اما برای افزايش مشارکت مردم لطفآ از من نظر نخواهيد .

۲ ) تاريخ انتخابات چه وقت است و چه کسانی خود را کانديد کرده اند ؟  ۲۷خرداد، کروبی ، رفسنجانی ، معين ، احمدی نژاد ، قاليباف ، محسن رضايی ، ابراهيم يزدی و ساير لاشخوران بعد اين شعر را خواندم ( هرکسی خواهد ولايت بهر خويش  -  گرگها پيدا شده در شکل ميش ).

۳‌ )چه انتظاراتی از رييس جمهور آينده داريد ؟ جواب ‌: هيچی !

۴ )دوست داريد رييس جمهور آينده تان از کدام جناح باشد ؟ هيچکدام

۵ )دوست داريد رييس جمهور منتخب از قشر روحانی ، شخصی ، نظامی ، فرهنگی و ... باشد ؟ هيچکدام

۶ ) از اختيارات رييس جمهور در قانون اساسی چه ميدانيد ؟  پاسخ درخوری به اين پرسش دادم .

۷ )آيا در انتخابات شرکت خواهيد کرد ؟ جواب کاملآ واضح است .

۸‌ )  آيا ميل داريد در اين دوره کانديدای زن حضور يابد ، اگر چنين باشد باز هم شرکت نميکنيد ؟  مطلقآ در هيچ انتخاباتی شرکت نکردم و اينقدر احمق نيستم که فريب چنين شگردهای کودنانه ای را بخورم . 

   بعد از پايان سوالات دخترها هم گفتند که ما هم ليسانس بيکاريم و بطور موقتی برای چنين موسسه ای از صبح تا شب به در خانه ی مردم ميرويم و با همه نوع آدم برخورد ميکنيم ، بعضی ها به ما توهين ميکنند جالب اينکه بعضی ها چنان در باب انتخابات چاپلوسی ميکنند که انگار قرار است به اينها جايزه بدهيم ! ولی حرف آخر که خودمان هم اصلآ در اين انتخابات شرکت نميکنيم .

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 22:53  توسط آزاد  |